محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

33

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

بازخواست مىكند . ( ليس لك ان تفتات رعية ) حق ندارى نسبت به مردمى كه كارگزار آنان هستى خودرأى و مستبد باشى . ( و لا تخاطر إلا بوثيقة ) هرگاه از درستى و فايده كار اطمينان حاصل كردى و دليل كافى و كامل براى آن كار داشتى ، آن‌گاه به آن اقدام كن . ( و فى يدك مال من مال اللّه عزّ و جلّ ) مردم بندگان خدا هستند ، بنابراين مال و ثروت از آن ايشان و براى رفع نياز آنان است نه از آن تو و خليفه‌اى كه ناظر و نگهبان بر تو است . ( و لعلّى ألا أكون شر ولاتك لك ) عثمان تو را فرماندار ساخت و تو او را به اين سبب ستودى ، پس با من نيز چنين باش . اين عبارت اشاره به اين دارد كه اشعث بايد بر راه‌وروش مستقيم و درست پايبند باشد و گرنه رفتارى ناخوشايند از امام عليه السّلام خواهد ديد . در مورد شخصيت اشعث پيش از اين سخن به ميان آمد . « 1 »

--> ( 1 ) . نك : شرح خطبه 19 .